|
به نام خدا توصيه هايي براي خريد شب يلدا فريب آجيل هاي (بادام هاي آلوده چيني) مخلوط را نخوريد مقدمه: بادام با نام علمی Prunus amygdalus یکی از گیاهان تیره گل سرخ متعلق به دو لپهایها میباشد. بادام یک درخت بومی آسیای غربی ، کرانه جنوبی دریای مدیترانه و مراکش است. این درخت اندازه ای متوسط ، برگهای نیزهای با حاشیه دندانهدار و دارای گل در اوایل بهار است. میوه آن یک شفت با پوشش خارجی پرزدار است که برونبر نامیده میشود و پوسته سخت و شبکهدار یا درونبر را دربرمیگیرد. دانه آن یک مغز است که بوسیله این پوششها محصور میگردد.http://en.wikipedia.org/wiki/Almond آجيل و خشكبار جزو خوراكي هاي سنتي است كه مردم ما عادت كرده اند آن را به صورت فله اي خريداري كنند. رغبت نداشتن به استفاده از محصولات بسته بندي شده، البته دلايل موجهي دارد. بادام هندي از هندوستان و سريلانكا مي آيد و بادام زميني و گردو هم از كشور چين وارد مي شود. اين چيني ها از بازار آجيل هم غافل نبوده اند، هر چند كه مي گويند كيفيت گردوهاي چيني نازل تر از گردوهاي ايراني است. تعيين میزان مجاز آفلاتوكسين در بادام اطلاعات نسبتا گستردهای درباره خطرناك بودن، مقادیر مجاز آفلاتوكسینها در غذای انسان و دام وجود دارد. تشخیص و تعیین آلودگیهای آفلاتوكسینی، در تجارت جهانی غذا و نیز در مواد غذایی بوسیله كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دارای اهمیت است. نگرانی از وجود آفلاتوكسین در مواد غذایی انسان و دام و خطراتی كه برای آنان خواهد داشت و علاوه بر این اثراتی كه بر تجارت جهانی غذا دارد، باعث بوجود آمدن همایشهای منطقهای و فرامنطقهای شده است. آفلاتوكسین در اوایل بهار 1960 هنگامی كه بیش از صد هزار بوقلمون بر اثر تغذیه مواد غذایی كپك زده تلف شدند، مورد توجه قرار گرفتند. عمدهترین قارچهای كه باعث تولید آفلاتوكسین میشوند به دو گونه آسپرژیلوسفلاووس flavus)(Aspergillus آسپرژیلوس پارازیتیكوس(A.parasiticus) تعلق دارند. و فقط بعضی سویههای این دو گونه قادر به تولید زهــــرابه هستند و لذا صرف تعلق به گونههای فلاووس و پارازیتیكوس نمیتواند دلیل تولید آفلاتوكسین باشد. این قارچها تحت شرایط رطوبت و حرارت مساعد قادر خواهند بود كه بر روی مواد غذایی ویژهای رشد نموده و به دنبال رشد خود آفلاتوكسین تولید كنند. بنابراین آفلاتوكسین یك متابولیك ثانویه قارچهای مذكور میباشد. به دلیل اینكه تولید این گروه از سموم قارچی ابتدا در گونه آسپرژیلوس فلاووس یافت شده است، بنام آفلاتوكسین مشهور شدند. بطوریكه̎ ̎A از Aspergillus و ̎ Fla ̎ از flavusگرفته شده و Toxin نیز به معنی ســــــم میباشد. خواص شیمیایی و بیماریزایی آفلاتوكسینها تا كنون 18 آفلاتوكسین شناخته شده كه تعدادی از آنهان مستقیماً بوسیله قارچها تولید نشده بلكه از سوخت و ساز (metabolism) گروههای دیگر حاصل میشوند. مثلا آفلاتوكسینهای گروههای M مشتقات هیدروكسیلی گروه B بوده و در شیر دامهای كه از خوراك آلوده به زهرابه آفلاتوكسین گروه B تغذیه میكنند وجود دارد. با اینكه ساختمان آفلاتوكسینها تفاوت چندانی با یكدیگر نداشته و نقاط ذوب و جوش نزدیك به یكدیگر دارند، ولی در عینحال از نظر قــــدرت سمیت، تفاوت عمدهای با یكدیگر دارند، بطوری كه آفلاتوكسین B1 بیشترین قدرت سرطانزایی را دارد(جدول شماره 1). جدول شماره 1 نقاط ذوب و جوش و میزان سمیت شش آفلاتوكسین مهم
آفلاتوكسینها از عمدهترین مواد جهشزا شناخته شدهاند. براساس شواهد آزمایشگاهی كه بر روی حیوانات آزمایشگاهی بعمل آمده، این سموم قادرند باعث سرطان كبد در اكثر این حیوانات شوند. براساس مطالعات انجام شده، رابطهای بین سرطان و مصرف آفلاتوكسین B1 وجود دارد و مصرف مداوم غذاهای آلوده به مقادیركم آفلاتوكسینB1، شانس ابتلا به سـرطانكبد را افزایش می دهد (سامراجیوا،1990). آفلاتوكسینها دارای خاصیت، فلورانس بوده و در صوتی كه در معرض پرتو ماورابنفش قرار گیرند، قادرند كه از خود نور منعكس كنند. به همین دلیل آنانی كه تحت پرتو ماورابنفش از خود نور آبی منتشر میكنند به عنوان گروه B (Blue) و آنانی كه نور سبز از خود منتشر میكنند به عنوان گروه G (Green) نام شدهاند. علاوه بر این، هركدام از این گروهها از نظر شیمیایی دارای دو جز هستند بطوریكه گروه B را به دو جز B1 و B2 و گروه G را به دو جز G1 و G2 تقسیم كردهاند. آفلاتوكسینها در حلالهای چون متانل، اتانل، استونیتریل، آب و كلروفرم بخوبی حل میشوند و بهترین حلال آنها كلروفرم میباشد. این تركیبات در هگزان ، ی اتیلاتر، پترولاتر نامحلول هستند. عوامل موثر درتولید آفلاتوكسین: تاكنون آلودگی به آفلاتوكسین در مواد غذایی مختلفی گزارش شده است. ولی عمدتاً این آلودگی ها در بادام زمینی، انجیر، خرما، درختان میوه خشكبار (گردو ، بادام، پكان، یا گردوی دمریكایی)، پسته و دانه برزیلی )، غلات (ذرت، برنج ، گندم، چاودار)، فرآورده های أنها و ادویه جات وجود دارد. » مواد غذایی مختلف از نظر تولید آفلاتوكسین و رشد و نمو قارچ های توكسین زا دارای اثرات مختلفی هستند بطوریكه می توان اثرات ماده غذایی را بر روی رشد و نمو قارچ و تولید توكسین به صئورت زیر خلاصه كرد. 1. نسبت تولید زهرابه؛ بهB به G ثابت نبوده بلكه وابسته به نوع قارچ و ماده غذایی میباشد. 2. رشد و نمو انبوه قارچ دلیل بر تولید سم بوسیله قارچ نبوده بطوریكه توده كم قارچ همامكان دارد مقدار زیادی سم تولید كند. مثلا گوشت و فراوردههای گوشتی، شیرخشك ، و تخم مرغ محیط مناسب یا نسبتاً مناسب برای رشد و نمو قارچها هستند اما تولید زهرابه در روی آنها به صورت معتدل انجام میپذیرد. 3. مواد غذایی بسیاری وجود دارند كه قارچ بر روی آنها به خوبی رشد و نمو میكند اما تولید زهرابه نمیكند مثلاً چای، قهوه، كاكائو، ژلاتین و رازیانه از این گروه هستند. 4. قارچهای كه قادرند هر دو نوع سم را تولید كنند در روی بعضی از مواد غذایی فقط یك نوع سم مثلاً G تولید میكنند.پودر فلفل،آرد سیب زمینی از این گروه هستند . 5. قارچهای زهرابهزا بر روی فرآوردههای دامی مقدار زهرابه كمتری تولید میكنند درحالیكه بر روی فرآوردههایگیاهی مثل غلات و حبوبات به میزان قابل توجهای زهرابه تولید میكنند« (مرتضی،1364). " دانشگاه تهران - دانشكده داروسازي" یک منبع:http://www.isiri.org/850403/jarayed/880312.pdf http://www.agrisina.blogfa.com/ روش تعيين ميزان آفلاتوكسين در بادام وپروتئينهاي غذائي آجيل و خشكبار قابليت ايجاد مسموميت با سموم قارچي نظير آفلاتوكسين را دارندپس باید با راه حل علمی درجه سمییت آنرا مشخص کرد موردی که در اکثر بادام های قاچاق کشف شده وجود دارد :بعدازخردكردن دانه هاي بادام زميني آفلاتوكسين رابوسيله هگزان وتولوئن واستونيتريل استخراج كرده ،وبعدازكروماتوگرافي روي ستون به ستون اشعه ماوراي بنفش مي تابانيم ، آفلاتوكسين فلورسان داشته ومشخص ميشود وپروتئين دانه هاي بادام پوست كنده رابعداز حذف روغن بوسيله بافر فسفات استخراج وتوسط كروماتوگرافي روي ستون ازيكديگر جداو بوسيله ژل وايمينوالكتروفورز تشخيص مي دهيم .درمرحله آخراثرات حرارت برروي آفلاتوكسين وهمچنين پروتئين هاي مختلف مطالعه ميشود تامناسب ترين درجه حرارت ممكنه كه باعث نابودكردن آفلاتوكسين شده ولي روي پروتئين موثر نيست معلوم گردد. مصرف آفلاتوكسين به مقادير زياد ميتواند موجب ابتلا به سرطان در انسانها شود و حيوانات را به كام مرگ بكشاند. درجه حرارتهاي بالا و خشكسالي دو عامل مساعد براي توليد آفلاتوكسين هستند. حضور آفلاتوكسين ها هنوز هم در انواع مختلف مواد غذايي و خوراك حيوانات گزارش مي گردد ، و هر چند غلظتهايي از آن كه موجب ايجاد علائم مسموميت حاد مي شود بر حسب ميلي گرم در كيلوگرم (mgkg-1) اندازه گيري مي گردد ، با اين حال امروزه روش هاي آناليز دقيق امكان اندازه گيري غلظت هاي آن در حد ميكروگرم در كيلوگرم (µgkg-1) را فراهم نموده اند . اكنون مشخص شده است كه آفلاتوكسين ها به وسيله دو گونه كپكي يعني آسپرژيلوس فلاوس و آسپرژيلوس پارازيتيكوس (A.parasiticus) توليد مي گردند كه هر دو آنها به خصوص در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري پراكنده هستند . اخيرا گونه سومي به نام آسپرژيلوس نوميوس (A.nomius)به عنوان مولد آفلاتوكسين شناسايي شده است اما گزارش هاي متعدد در منابع قديمي در رابطه با توليد آفلاتوكسين به وسيله ساير گونه ها ، حتي گونه هايي كه به جنس هاي مختلف ديگر تعلق دارند ، معمولا در نتيجه اشتباه يا ساخته و پرداخته ذهن بشر مي باشد . در ابتدا ، اين مسئله در نظر گرفته شد كه آلودگي به آفلاتوكسين اساسا ناشي از نگهداري نا مناسب محصولات بعد از برداشت است كه به كپك هاي انباري نظير آسپرژيلوسها و پني سيليوم ها اجازه مي دهد بر روي محصولات رشد نموده و مايكوتوكسين ها را توليد نمايند . علاوه بر اين رطوبت بالا و هواي گرم موجب توليد بالاترين ميزان آفلاتوكسين در مواد غذايي مي گردند به طوري كه در اين شرايط ميزان توليد آن بيش از حداكثر 30 ميكروگرم در كيلو ماده خوراكي تعيين شده به وسيله سازمان غذا و كشاورزي (FAO) و سازمان بهداشت جهاني (WHO) در مواد غذايي مورد مصرف انسان مي باشد . لازم به توضيح است كه اين سازمانها در هنگام تعيين اين حدود بر سر دوراهي قرار گرفتند كه به اين صورت بيان مي شود : به طور مشخص اين گروه ها ميزان پايين تري را ترجيح دادند اما احساس مي شد كه خطر سوء تغذيه بيش از خطر ايجاد سرطان كبد به وسيله آفلاتوكسين ها در انسان است . در ضمن ، برخي كشورهاي توسعه يافته قوانين سخت تر يا مقادير پايين تري را جهت آفلاتوكسين ها تعيين نموده اند .اكنون مشخص شده است كه توليد آفلاتوكسين ها تنها به طور ساده يك مسئله ناشي از نگهداري نا مناسب نيست و اين تركيبات در مرحله قبل از برداشت و در محصولات در حال رشد در مزرعه نيز توليد مي گردند . گونه هاي آفلاتوكسين زايي آسپرژيلوس مي توانند با گياهان سالم يك رابطه پارازيتي بر قرار نمايند و زماني كه گياه تحت استرس قرار مي گيرد مثل شرايط خشكسالي ، مقادير كم اما قابل توجه از آفلاتوكسين را توليد مي نمايند .همانند تعدادي از متابوليت هاي ثانويه ميكروبي ، آفلاتوكسين ها گروهي از تركيبات شبيه به هم هستند كه سمي ترين آنها به عنوان آفلاتوكسين B1 شناخته مي شود . طبيعت دقيق واكنش به آفلاتوكسين در حيوانات به گونه ، جنس و سن بستگي دارد و عموما نرها حساسيت بيشتري نسبت به ماده ها دارند . برخي حيوانات نظير جوجه اردك يكروزه و سگ بالغ به ميزان قابل توجهي به مسموميت حاد با آفلاتوكسين B1 حساس هستند به طوري كه مقادير LD50 آنها به ترتيب 35/0 و 5/0 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن است ، در حالي كه ساير حيوانات نظير موش صحرايي و موش خانگي بالغ مقاومتر مي باشند و LD50 آنها حدودا 9mg/kgمي باشد . تمام حيوانات به فعاليت سرطانزايي آفلاتوكسين پاسخ نمي دهند اما در مورد موش صحرايي و ماهي قزل آلاي رنگين كماني ، آفلاتوكسين B1 يكي از سرطانزاترين تركيبات شناخته شده است . وضعيت سميت آفلاتوكسين براي انسان چگونه است ؟آيا حساسيت انسان به اندازه سگ است يا مانند موش صحرايي به سميت حاد اين سم مقاومت دارد ؟ و آيا آفلاتوكسين موجب ايجاد سرطان كبد در انسان مي گردد ؟يكي از موارد تاسف انگيز در رابطه با سميت حاد آفلاتوكسين در انسان در سال 1974 از هندوستان گزارش گرديد . در اين سال يك مورد شيوع گسترده مسموميت به وقوع پيوست كه تقريبا هزار نفر درگير آن بوده و حدود 100 نفر از آنها فوت نمودند . با اندازه گيري ميزان آفلاتوكسين موجود در ذرت كپك زده عامل مسموميت ، امكان تخمين ميزان LD50 آفلاتوكسين B1 در انسان فراهم شد و مشخص گرديد كه اين ميزان بين مقادير مربوط به سگ و موش صحرايي قرار مي گيرد . هر چند آفلاتوكسين به عنوان يكي از سرطانزاترين تركيبات طبيعي براي برخي از حيوانات محسوب مي شود ، اما هنوز مشخص نشده كه آيا اين تركيب براي انسان سرطان زا هست يا خير . وضعيت بروز سرطان كبد در برخي از تقاط جهان نظير قاره آفريقا پيچيده است و فرض اوليه ارتباط بين قرار گرفتن در معرض آفلاتوكسين رژيم غذايي و وقوع سرطان كبد بايستي با احتياط مورد بررسي قرار گيرد . مشخص شده است كه ارتباط شديدي بين حضور ويروس هپاتيت B و سرطان كبد در انسان وجود دارد و در رابطه با تاثير سينرژيستي اين دو عامل بين محققين اتفاق نظر وجود دارد . با وجود اينكه ممكن است ايجاد سرطان كبد در برخي نقاط آفريقا به دليل استفاده از مصرف غذاهاي آفلاتوكسين زا قابل توجه باشد ، اما اين سئوال مطرح است كه چرا در هندوستان كه در آنجا نيز چنين عادات غذايي متداولي است سرطان كبد رايج نيست . در هندوستان سيروز كبدي متداولتر مي باشد و با توجه به اين مسئله مشخص مي شود كه هنوز بايد در رابطه با نقش آفلاتوكسين در ايجاد سرطان كبد و صدمات كبدي در نقاط مختلف دنيا بررسي هاي بيشتري صورت گيرد . در بدن حيوانات واكنش هاي مختلفي به اثرات سمي يك تركيب بوقوع مي پيوندد زيرا اين تركيب در بدن آنها متابوليزه شده و سميت نهايي به وسيله اين فعاليت متابوليكي تحت تاثير قرار مي گيرد . اين وضعيت قطعا در رابطه با آفلاتوكسين B1 صادق است و در مورد اين تركيب در كبد گونه هاي حيواني مختلف متابوليت هاي متفاوتي تشكيل مي گردد. از اين رو بدن گاو قادر به هيدروكسيله نمودن اين مولكول است و آفلاتوكسين حاصل را كه به نام آفلاتوكسين M1 شناخته مي شود ، وارد شير مي نمايد . اين مسئله موجب مي شود كه بدون ايجاد كپك زدگي در شير ، شرايطي جهت آلودگي شير و محصولات شيري مورد استفاده به عنوان غذاي انسان فراهم گردد . ثابت شده است كه تشكيل يك نوع اپوكسيد عامل ايجاد سميت حاد و مزمن مي باشد ، و حيواناتي كه قادر به توليد آن نيستند در مقابل بروز هر دو نوع سميت نسبتا مقاوم مي باشند . حيواناتي كه اين اپوكسيد را توليد مي نمايند اما نمي توانند آن را به طور مؤثري متابوليزه نمايند ، در معرض بالاترين خطر فعاليت سرطانزايي آفلاتوكسين B1 قرار دارند زيرا گزارش مي شود كه اپوكسيد با DNA واكنش انجام مي دهد . حيواناتي كه اين اپوكسيد را توليد مي نمايند اما آن را به كمك آنزيم هيدروكسيلاز تجزيه مي نمايند نتيجتا ايجاد يك هيدروكسي استال بسيار فعال مي نمايند . بدين ترتيب بيشترين حساسيت را به سميت حاد اين تركيب دارند . مشخص شده كه هيدروكسي استال با دنباله هاي ليزين در مولكول هاي پروتئين واكنش انجام مي دهد . اكنون مشخص شده است كه اپوكسيد آفلاتوكسين B1 به صورت اختصاصي با دنباله هاي گوانين مولكول هاي DNA در تعدادي از نقاط فعال واكنش انجام مي دهد كه يكي از اين نقاط كدون 249 در ژن P53 مي باشد . محصول حاصل از اين ژن در فرآيندي كه به طور طبيعي موجب محافظت در برابر سرطان مي شود ، شركت مي نمايد همچنين مشخص شده كه ويروس هپاتيت B به محصول ژن P53 متصل مي شود . بدين ترتيب آفلاتوكسين B1 و ويروس هپاتيت B به روش هاي مختلف بر روي ژن P53 تاثير مي گذارند و به سادگي مي توان ديد كه اين دو عامل مي توانند با يكديگر بصورت سينرژيستي عمل نمايند . از اينرو مولكول اوليه (والدين) به صورت يك سيستم انتقال كار آمد عمل مي نمايد كه داراي خصوصيات مناسب جذب از روده و انتقال به كبد و ساير اندامهاي بدن است . به هر حال روش متابوليزه شدن نهايي مولكول اوليه در بدن موجودات زنده تعيين كننده طبيعت اصلي عكس العمل حيوان است . اطلاعات موجود در رابطه با فعاليت متابوليكي در كبد انسان نشان مي دهد كه انسان از نظر حساسيت به سميت حاد آفلاتوكسين B1 در حد متوسطي قرار دارد و ممكن است به سميت مزمن اين سم از جمله خاصيت سرطانزايي آن تا حدي حساسيت نشان دهد . مطالعات متعدد ثابت نموده كه اطفال حتي قبل از اينكه از شير گرفته شوند ممكن است در معرض آفلاتوكسين ها قرار گيرند زيرا مادراني كه توسط غذاي خود آفلاتوكسين دريافت مي نمايند ممكن است آفلاتوكسين M1 را در شير خود ترشح نمايند . هيچ شكي در رابطه با پتانسيل ايجاد خطر توسط آفلاتوكسين موجود در رژيم غذايي وجود ندارد و بايد تلاشهاي وسيعي جهت كاهش يا در صورت امكان حذف آلودگي آن از مواد غذايي صورت گيرد . آخرين تحولات روند اصلاح قوانين آفلاتوكسين در اتحاديه اروپا (گزارش وزارت بهداشت و کشاورزی امریکادر مورد شناسائی ومیزان افلاتوکسین مجاز دربادام):
جدول استاندارد ميزان افلاتوكسين(استاندارد وزارت کشاورزی آمریکا)
http://californiaagriculture.ucanr.org/landingpage.cfm?article=ca.v063n01p24&fulltext=yes http://www.bae.ncsu.edu/usda/www/ResearchActDocs/compare.pdf بررسی امکان خنثی سازی آفلاتوکسين با نور آفتاب فولادی1محمد حسن - مير داماد يها2 فاطمه عضو هيات علمی دانشگاه شهيد باهنر کرمان 2-کارشناس موسسه تحقيقات پسته کشور چكيده در حال حاضر جداسازي پسته هاي آلوده به افلاتوكسين بر اساس خصوصيات فيزيكي و ظاهري در حين فراوري تنها روش مورد استفاده براي كاهش افلاتوكسين در توده پسته مي باشد .به دليل اينكه اين روشها كارايي 100% نداشته و همواره احتمال خطا وجود دارد و نيز مواردي مثل عدم رعايت زمان مناسب برداشت ؛ شرايط حمل و نقل پسته هاي چيده شده و تاخير در انجام عمليات فراوري باعث بروز آلودگي در پسته هايي مي شود كه خصوصيات فيزيكي و ظا هري مشخصي ندارند و قابل جدا سازي نيستند ؛ بايد روشهاي سم زدايي مجاز به منظور كاهش افلا توكسين در اين پسته ها مورد بررسي قرار گيرد . در اين تحقيق تاثير نور آفتاب در زمان فراوري بر كاهش افلاتو كسين مورد بررسي قرار گرفت. به همين منظور پسته هاي با پوست شكاف خورده چروكيده و خشك بعد از پوست گيري و پسته هاي لكه دار رقم اكبري به سه روش آفتابي و يك روش دستگاهي در قالب طرح كاملا تصادفي خشك شدند و مقدار افلاتوكسين آنها به روش TLC – اسكنر اندازه گيري و داده هاي بدست آمده با نرم افزار SAS ؛مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. نتايج نشان داد كه مقدار افلاتوكسين B1. در پسته هاي با پوست شكاف خورده چروكيده و خشك شده به روشهاي آفتابي، 2 روش تركيبي از آفتابي و دستگاهي و يك روش دستگاهي به ترتيب 95/38 ، 79/29 ، 07/15 و 34/1 ppb و درپسته هاي لك دار به ترتيب 2638 و 3746 و 1003 و 2/715 ppb بود. اگر چه اختلاف معني داري بين تيمار ها وجود نداشت با اينحال كمترين مقدار افلاتوكسين اندازه گيري شده مربوط به روش خشك كردن دستگاهي بود و نور خورشيد در كاهش مقدار افلاتوكسين نمونه ها تاثيري نداشت . کلمات کليدی: پسته , آفلاتوکسين ,خشک کن مقدمه آفلاتوكسينها از متابوليتهاي ثانويه گروهي از گونه هاي قارچي جنس Aspergillus به ويژه A.parasiticus , A.flavus مي باشند . اين قارچها كه در سرتا سر دنيا در هوا و خاك يافت مي شوند؛ قادر به حمله و ايجاد آلودگي در اندامهاي زنده و مرده گيا هان و جا نوران مي باشند. به همين علت و در اثر عدم توجه كافي ؛ امكان آلوده شدن بسياري از محصولات مهم كشاورزي در مزرعه به اين قارچها و سموم آنها وجود دارد (3و4). مطالعات نشان داده كه كاهش آلودگي قارچي در محصولات كشاورزي تاقبل از برداشت محصول از طريق انجام صحيح عمليات زراعي كه رشد و گسترش قارچها را محدود نمايد امكان پذير است (3) و پس از برداشت محصول نيز به كارگيري روشهاي مناسب فراوري و خشك كردن و نگهداري در انبار جهت كاهش آلودگي و جلوگيري از گسترش آن لازم است ؛ولي با وجود تمام اقدامات فوق همواره امكان آلودگي محصول وجود دارد و از آنجائيكه آلودگي محصولات كشاورزي به آفلاتوكسين ها موجب بروز ضرر اقتصادي فراواني در كشورهاي توليدكننده مي گردد؛ در سه دهه اخير مطالعات فراواني در زمينه سم زدايي محصولات آلوده صورت گرفته اسـت (3و4). متاسفانه پسته كه مهمترين محصول كشاورزي صادراتي ايران است؛ نيز از هجوم قارچهاي فوق در امان نيست و تحقيقات حاكي از حضور گونه هاي قارچي Aspergillusدر باغهاي پسته و آلودگي پسته در باغ به اين قارچها و سموم آنها است . در موارديكه پوست نرم رويي پسته (Hull) به دلايل مختلف آسيب ديده و در نتيجه مغز پسته حفاظ طبيعي خود را از دست دهد؛ ايجاد آلودگي اجتناب ناپذير است (5) . هرچه فاصله زماني ترك خوردگي پوست نرم رويي تا زمان برداشت محصول بيشتر با شد؛ كه خود اين امر موجب از دست رفتن مقداري از رطوبت پوست و در نتيجه چروكيده شدن آن مي گردد؛ سطح آلودگي افزايش مي يابد(5). با اينكه جدا كردن پسته هاي مشكوك به آلودگي از طريق جداسازي چشمي و به كارگيري دستگاههاي مكانيكي مختلف انجام مي گيرد و در سالهاي اخير سطوح آلودگي محصول نهايي با حذف اين گونه پسته ها به مقدار زيادي كاهش يافته؛ هنوز مقدار آفلاتوكسين موجود در پسته هاي ايران به حد قابل قبول بسياري از كشورهاي خريدار نرسيده است . اين امر نشان دهنده حضور پسته هايي با سطوح آلودگي پايين در محصول نهايي مي باشد كه علائم ظاهري آنها در حدي نيست كه از طريق روشهاي فعلي؛ جداسازي آنها ميسر باشدمطالعات مربوط به آلودگي پسته در باغ نشان داده كه عوامل اصلي آلودگي پسته ؛ زود خندانــــــــي (Early spliting) و پارگي پوست نرم رويي (Tattering) هستند؛ بطوريكه در 22% نمونه هاي مربوط به اينگونه پسته ها كه فاقد آفت زدگي بودند؛ افلا توكسين مشاهده شده وآفت زدگي موجب بالا رفتن درصد وجود افلاتوكسين در آنها تا 75% گرديده است.(5) بطور كلي روشهاي غير فعال سازي قارچها و كاهش افلاتوكسين ها را مي توان به سه گروه فيزيكي شيميايي و بيولوژيكي تقسيم نمود .روشهاي فيزيكي شامل استخراج توسط حلالها و غير فعال سازي از طريق حرارت و اشعه دهي مي باشند.(3) در سالهاي اخير پرتودهي بعنوان روشي براي از بين بردن ميكروبهاي بيماري زا در مواد غذايي توصيه شده است (3). با اينكه ا شعه گاما براحتي از مواد مايع و جامد عبور مي كند ؛ آفلاتوكسينها نسبت به اثرات مستقيم آن مقاوم بوده و اثرات غيرمستقيم آن نظير تجزيه آب يا تركيبات ساده ديگر در مواد غذايي ممكن است منجر به توليد راديكالهاي آزاد و در نهايت از بين بردن آفلاتوكسينها گردد (3).آفلاتوكسين B1 اشعه (UV) را در طول موجهاي 222 و 265 و362 نانومتر جذب مي نمايد و بيشترين جذب آن در طول موج 362 نانومتر است . پرتودهي در طول موج 362 نانومتر موجب فعال شدن آفلاتوكسين B1 و افزايش حسا سيت آن به نا بودي مي گردد (3)، بيشترين حساسيت آفلاتوكسين B1 به اشعه UV در pH هاي كمتر از 3 يا بيشتر از 10 است كه منجر به حذف يكي از بندهاي مضاعف در حلقه فوراني و كاهش سميت آنها مي گردد(4). توليد بيش از 12 محصول غيرفعال پس از پرتودهي با اشعه UV ؛ اثبات مي كند كه واكنشهاي مختلفي در زمان شكسته شدن آفلاتوكسينهاي B1 انجام مـــي شود (4و3). با اين همه نتايج تحقيقات آزمايشگاهي دلالت بر وجود محدوديتهايي در از بين رفتن آفلاتوكسينها با استفاده از اشعه UV در مواد غذايي دارد كه ممكن است به علت قدرت نفوذ پايين UV و محدوده كم طول موج هاي قابل استفاده باشد. علاوه بر آنكه بنظر مي رسد تركيبات اوليه حاصل از پرتودهي باقيماندهاي سمي بر جاي مي گذارندكه نياز به تبديل آنها به شكل هاي غيرسمي مي باشـــد (4). يك منبع نوري قدرت بيشتري براي از بين بردن تركيبات سمي حاصل از مراحل اوليه واكنش و تبديل آنها به مواد غيرسمي را دارد (4). نور مرئي ؛ داراي دامنه وسيعي از طول موجها است و حساسيت نوري آفلاتوكسينها در محلولهاي آبي در تحقيقات اوليه به اثبات رسيده است (4). با وجود اين درصد بسيار كمي ازآفلاتوكسينها پس از قرار گرفتن مواد غذايي در مقابل منابع نوري شده است.اشعه آفتاب كه داراي دامنه وسيعي از طول موجها در منطقه UV و مرئي مي باشد؛ كارآيي بالاتري براي از بين بردن آفلاتوكسينها دارد (4). تحقيقات متعددي در زمينه از بين بردن آفلاتوكسين B1 در محصولات جنبي بادام زميني توسط نور خورشيد بعمل آمده است . اين موضوع نشان مي دهد كه بيش از 90% آفلاتوكسين B1 كه بطور مصنوعي به برش نازك بادام زميني اضافه شده و 50% آفلاتوكسين B1 كه بطور طبيعي در بادام زميني وجود داشته تخريب شده است (4). اين طرح با هدف بررسي تاثير نور آفتاب در زمان خشك كردن بر غيرفعال كردن سريع قارچها و خنثي كردن آفلاتوكسين پسته هاي مشكوك به آلودگي در مقايسه با خشك كنهاي صنعتي به اجرا گذاشته شد. مواد و روشها: رقم پسته مورد استفاده در طرح ؛ اكبري بود .نمونه هاي آزمايشي در چهار نوبت زماني( تكرار ) به فاصله يك هفته در فصل معمول برداشت پسته تهيه گرديد.زمان نمونه برداري در سال اول اواخر مهر ماه و در سال دوم اواخر شهريور ماه بود. در سال اول از پسته هاي لك دار ، پس از پوست گيري و شستشو در خط فراوري ،قبل از مرحله خشك كردن و در سال دوم از پسته ها ي با پوست ترك خورده و پاره شده در ترمينال فراوري قبل از مرحله پوست گيري نمونه برداري انجام شد. نمونه ها پس از انتقال به آزمايشگاه به دو گروه با پوست نرم و صاف و با پوست خشك و چروكيده تقسيم شدند. پوست گيري نمونه هاي آزمايشي با دست انجام و پس از شستشو به روشهاي زير خشك شدند.در روش اول خشك كردن ؛ پسته هاي مرطوب به مدت 60 ساعت در زير نور آفتاب قرار داده شدند..در روش دوم پس از قرار دادن پسته ها به مدت 2 ساعت درآون با دماي 70 درجه سانتـيگراد ؛نمونه هاي پسته تا خشك شدن كامل به مدت 48 ساعت در آفتاب قرار گرفتند. در روش سوم پس از خشك كردن كامل پسته ها در آون ؛ پسته هاي خشك به مدت 24 ساعت در آفتاب قرار گرفتند؛ و در روش چهارم خشك كردن پسته فقط توسط آون انجام گرفت. به منظور اندازه گيري ميزان رطوبت ، حدود 100 گرم پسته تر به مدت 48 ساعت در آون با دماي 100 درجه سانتيگراد قرار داده شد و پس از سرد كردن پسته ها مجدداً وزن شدند. اختلاف وزن پسته؛ مبناي محاسبه درصد رطوبت قرار گرفت. پس از خشك كردن نمونه ها به روشهاي فوق الذكر آفلاتوكسين آنها مطابق با دستورالعمل پيشنهادي اداره نظارت بر مواد غذايي و به روش TLC – اسكنراندازه گيري شد و داده هاي بدست آمده با استفاده از نرم افزار SAS در قالب طرحهاي كاملأ تصادفي مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت . مقايسه ميانگين ها به روش دانكن در سطح احتمال 5%ا انجام شد. نتايج و بحث:. پسته از دو قسمت با تركيبات مختلف تشكيل شده است. 1- مغز پسته كه قسمت خوراكي آن را تشكيل مي دهد و سرشار از مواد مغذي است . 2- پوست سخت استخواني كه مغز را در برگرفته واز تركيبات عمده آن مي توان از ليگنين نام برد. متفاوت بودن تركيبات اين دو قسمت موجب خشك شدن هر قسمت بطور جداگانه مي شود.. به همين علت مقدار رطوبت درهر دو قسمت اندازه گيري شد. بطور متوسط مقدار رطوبت پوست سخت استخواني 28-27 درصد بر مبناي وزن تر ؛ مقدار رطوبت مغز پسته 43-41 درصد بر مبناي وزن تر و در مجموع مقدار رطوبت دانه پسته بين 35-33 درصد بر مبناي وزن تر دانه بود. با توجه به اينكه مغز پسته داراي رطوبت بيشتري است ؛ مدت زمان طولاني تري را جهت خشك شدن لازم دارد. از طرف ديگر در ساعات اوليه خشك شدن ؛ مقدار بيشتري رطوبت از پوست استخواني خارج مي شود كه دليل آن تماس پوست با هواي گرم است.. نمونه هاي مختلف پسته كه پس ازمرحله پوست گيري نمونه برداري شده بودند نشان داد كه در زمان فراوري و شستشو بين 5 تا 6 درصد به رطوبت آنها اضافه شده است كه اين امر باعث طولاني شدن زمان لازم براي خشك كردن تا رسيدن به حد مطلوب رطوبت مي شود. در مواردي كه نمونه پسته ؛ پس از پوست گيري و قبل از خشك شدن نهايي از دستگاه نمگير برداشته شده بود ؛ مقدار رطوبت آن در انتهاي نمگيري حدود 33-30 درصدبر مبناي وزن تر بود .اين مطلب نشان مي دهد كه پسته در زمان نمگيري فقط رطوبت اضافي حاصل از شستشو و مقدار كمي از رطوبت خود را از دست مي دهد. جهت تعيين حدود تقريبي زمان لازم براي خشك شدن پسته در آفتاب؛ نمونه هايي از پسته ؛ پس از يك روز و پس از دو روز پهن كردن آنها به صورت تك لايه در آفتاب ؛ برداشته و رطوبت مغز آنها اندازه گيري شد. مقدار رطوبت مغز پسته پس از يك روز حدود 15-12 درصد بر مبناي وزن تر بود كه نشان مي داد در روز اول خشك كردن ؛ آفتاب امنيت لازم را جهت جلوگيري از رشد قارچي در پسته مطابق با مطالعات Denizel&et.al بو جود نياورده است (1). پسته ها ي داراي شكاف و پارگي در پوست نرم رويي را مي توان در دو گروه تقسيم بندي نمود. 1- پسته هايي كه از زمان ترك خوردن پوست آنها مدت زيادي سپري نشده و ميزان رطوبت آنها تقريبا مشابه پسته هاي سالم است. 2- پسته هايي كه پس از ايجاد ترك خوردگي در اثر گذشت زمان مقدار زيادي از رطوبت خود را در محل ترك خوردگي از دست داده و چروكيده شده اند. اين تقسيم بندي با مطالعات Sommer&et.al مطابقت دارد (5).نتايج مربوط به اندازه گيري آفلاتوكسين در گروههاي مختلف پسته نشان داد كه پسته هاي زودخندان با پوست رويي نرم و مرطوب مقدار افلا توكسين آنها ناچيز و غير قابل اندازه گيري بود. ولي پسته هاي زودخندان با پوست رويي خشك و چروكيده كه زمان طولاني بين شكاف خوردن پوست نرم رويي تا زمان برداشت باعث از دست رفتن رطوبت پسته مي شود؛ به دليل وجود فرصت كافي (حد اقل دو هفته ) قارچها استقرار يافته و پس از رشد و تكثير افلاتوكسين توليد نموده اند . با گذشت زمان از شروع ترك خوردگي خشك شدن پوست نرم رويي نشا نه وجود افلاتوكسين در پسته است كه در مطا لعات “Doster” مورد تاييد قرار گرفته است .ميانگين مقادير آفلاتوكسين اندازه گيري شده در پسته ها ي با پوست رويي خشك و چروكيده و پسته هاي لك دار مرحله فرآوري كه به روشهاي مختلف خشك شده اند در جداول (1) و (2) آورده شده است. نتايج بدست آمده نشان مي دهد ؛ تفاوت معني داري از نظر ميانگين مقدار آفلاتوكسين ها بين تيمارهاي مختلف در سطح احتمال 5% وجود ندارد . اين موضوع به دليل ماهيت وجود آفلاتوكسين ها و شدت رشد قارچها در دانه هاي پسته است. به عبارتي ديگر توزيع ناهمگون آفلاتوكسين در دانه هاي پسته منجر به اندازه گيري مقادير بسيار متفاوت آفلاتوكسين گرديده ؛ در نتيجه در اثر گستردگي دامنه اندازه گيري؛ بررسي آماري تفاوت معني داري را نشان نمي دهد. چون شدت آلودگي به افلاتوكسين به عواملي نظير زمان ترك خوردگي ؛نوع قارچ و مدت جايگزيني آن و در نهايت شرايط محيطي بستگي دارد و هيچگاه نمي توان نمونه هاي آلوده طبيعي با شرايط يكسان و شدت آلودگي مشابه داشت ؛ به همين دليل دامنه مقادير افلاتوكسين اندازه گيري شده در نمونه ها وسيع و مقايسه آماري ميانگين هاي بدست آمده تفاوت معني داري را در روشهاي مختلف خشك كردن نشان نمي دهد. با اين وجود نتايج دو ساله اجراي طرح ؛ مشخص مي نمايد كه هر چه زمان استفاده ازدستگاه خشك كن براي خشك كردن نمونه هاي پسته بيشتر شود؛ ميانگين مقدار افلاتوكسين اندازه گيري شده آنها كمترخواهد بود . بطوريكه ميانگين مقدار آفلاتوكسين در پسته هايي كه به روش آفتابي خشك شده اند؛ بيشتر از مواردي است كه ابتدا مقداري از رطوبت پسته توسط دستگاههاي خشك كن گرفته شده است. ميانگين مقدار افلاتوكسين در پسته هاي خشك شده توسط دستگاه از همه پايين تراست. با توجه به نتايج بدست آمده مي توان بيان نمود كه ؛ علاوه بر آنكه زمان برداشت و شدت لك دار بودن پسته در ميزان آلودگي طبيعي پسته ها به آفلاتوكسين نقش بسزايي دارد؛ بطوريكه مقدار آفلاتوكسين در پسته هاي لك دار مربوط به اواخرمهر ماه به مراتب بيشتر از مقدار آفلاتوكسين اندازه گيري شده در پسته هاي نمونه برداري شده در اواخر شهريور ماه است .در اواخر فصل برداشت چون سرعت خشك شدن پسته در آفتاب به حدي نيست كه قادر به غيرفعال كردن سريع ريسه هاي قارچي موجود در دانه هاي آلوده گردد در نتيجه نمي تواند باعث جلوگيري از توليد سم در زمان خشك شدن گردد و استفاده از نور آفتاب براي كاهش افلاتوكسين پسته بي تاثير است. عملي ترين و اقتصادي ترين راهها براي كاهش افلاتوكسينها در پسته ؛ انجام مراقبتهاي پيشگيري از آلودگي محصول در باغ و رعايت زمان برداشت مي باشد كه بايد بدقت مورد مطالعه و بررسي قرار گيرند. پسته هاي لك دار ومشكوك به آلودگي كه كيفيت آنها پايين است در صورتي كه در آفتاب خشك شوند موجب افزايش آلودگي آنها شده و بايد حتما توسط خشك كنهاي صنعتي خشك شوند. جدول 1- اثر روشهاي مختلف خشك كردن آفتابي ؛ در ميزان افلاتوكسين پسته هاي با پوست ترك خورده خشك رقم اكبري ؛در اواخر شهريورماه
×- داده هايي كه داراي حروف مشترك مي باشند از نظر آزمون دانكن در سطح 5% معني دار نيستند. جدول 2- اثر روشهاي مختلف خشك كردن در ميزان آفلاتوكسين پسته هاي لكه دار رقم اكبري در اواخر مهرماه
×- داده هايي كه داراي حروف مشترك مي باشند از نظر آزمون دانكن در سطح 5% معني دار نيستند. منابع: 1- Denizel, T., Edward J. Rolfe and Basil jarvis (1976) Moisture-Equilibrium relative humidity relationship in pistachio nuts. With particular regard to control of aflatoxin formation. J. Sci. Food. Agric. 27: 1027-1034. 2- Doster, M. A. & Michailides, T. J. (1994). Aspergillus molds and aflatoxins in pistachio nuts in california phytopathology. 84: 583-590. 3- Rustom. Y. S. (1996). Aflatoxin in Food and Feed. Occurrence, Legislation and inactivation by physical methods. Food chemistry Vol, 59: 57-67. 4- Samarajeewa. U., A.C.Sen, M.D.Cohen and C.I.Wel. (1990). Detoxification of Aflatoxins in Feeds and Foods by physical and chemical.Methods. Journal of food protection, Vol 53, 489-501. 5- Sommer, N. F., Buchanan. J.R., and Fortlage R.J. 1986. Relation of early spliting and tattering of pistachio nuts to aflatoxin in the orchard. Phytopathology. 76: 692-694.
http://www.bae.ncsu.edu/usda/www/ResearchActDocs/CCCF1.pdf http://www.romerlabs.com/mycotoxins.html#Aflatoxin http://www.romerlabs.com/downloads/Mycotoxins/Aflatoxins.pdf http://www.romerlabs.com/pdts_kits.html http://www.ars.usda.gov/research/publications/publications.htm?SEQ_NO_115=187282 http://confbank.um.ac.ir/modules/conf_display/gardening/docs/37.DOC http://www.behdasht.gov.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=157&newsview=2561 http://tumj.tums.ac.ir/archive/vol65/sup1/abstract-4.pdf http://www.pistachioiran.com/newspaper/Desc.asp?id=1519&id2=101&id5=1 كميته متخصصين (Expert Group ) اتحاديه اروپا در جلسه نهم ژانويه جهت انطباق با مصوبات اخير كدكس پيشنهادهاي ذيل را براي ارسال به كميته دائمي (Standing Committee) تصويب كرد : http://www.silliker.com/html/labservices_almonds.php آشنایی با استانداردهای صنایع غذایی مصوب وزارت بهداشت((استاندارد واحد های تولید مواد غذائی مصوب وزارت بهداشت )) عنوان مطلب منابع و آزمايشگاههاي داراي صلاحيت تشخیص(آفلاتوكسين)
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 10:23  توسط فرزانه گلرخ
|
|